الشيخ البهائي العاملي

560

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

مطلب چهارم در توابع اجاره و عاريت و غصب و در آن چند فصل است : فصل اوّل در مزارعه يعنى برزگر گرفتن كه زراعت كند و حصّه‌اى از حاصل بردارد . و شروط آن نُه است : اوّل : ايجاب چون « زارعتُك » يعنى برزگر كردم ترا به آنكه در محصول شريك باشى به حصّهء معلومى و كار كنى . دوم : قبول ، و آن هرلفظى است كه دلالت كند بررضاى ايجاب . سوم آنكه : هريك ازايشان بالغ و عاقل باشد ، چه اگرطفل يا ديوانه باشد صحيح نيست . چهارم آنكه : جايزالتصرّف باشد ، چه اگر مفلس يا مست يا بيهوش يا خفته يا غاصب [ 1 ] باشد صحيح نيست . پنجم : تعيين مدّت زراعت و ضبط و حفظ آن به ماه و سال . [ 2 ]

--> [ 1 ] در غاصب موقوف به اجازه است . ( تويسركانى ) [ 2 ] يا به طريق متعارف به طورى كه علم يا ظنّ حاصل شود به حصول غلّه يا ثمره و ادراك آن در آن مدّت بلكه اكتفاء به حصول غلّه يا ثمره بدون تعيين مدّت خالى از قوّت نيست